نه همدم بودی نه مرهم...
اما از وقتی رفته ای
تنهایی هایم را درد میکشم!!
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:20  توسط طنین
|
نه همدم بودی نه مرهم...
اما از وقتی رفته ای
تنهایی هایم را درد میکشم!!
می گریزم
از شعله هایی که میان منو نگاه تو لهیب میکشد
از چشمهایت که تنم را مشتعل میکند
از اشتیاق دستهایم به دستهایت
از آغوشت که بوی وسوسه می دهد...
گریز بی معنا!
بیزارم از دام هوسی که برای تنم دوختی...
کاش اسیرم نمی کردی!